سال 1395مبارك

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس


ادامه مطلب :

جان مادر!

دیروز کنار همه ی آشفتگی های ذهنم، هم ردیف همان احساسهای لطیف، اندازه های تو را وجب می گرفتم. گفتم اگر اندازه ی قد تو از همه بلندتر نیست پس چگونه بدون ایستادن روی بلندترین نردبان دنیا دستهایت به آسمان می رسد و ستاره می چینی و لا به لای موهای من پنهان می کنی؟

اگر شبیه آدمهای پررنگ و هزار رنگ هستی پس چرا رنگ تو از زلالی آب یک لیوان شیشه ای تمیز، شفاف تر است؟

خوب می دانم تو فرشته ای!

همان فرشته ای که خدای بزرگ به من هدیه داده، همان فرشته ای که نفسم به نفسش بند است، همان فرشته ای که با شنیدن صدایش جان می گیرم، همان فرشته ای که خودم را در آینه چشمانش می نگرم و از معصومیتش لبریز می شوم. همان فرشته ای که بوی خدا را می دهد... بواسطه توست که بهشت زیر پای من است.

پس ای فرشته من!

به من بگو با این همه بزرگی چگونه در همه ی کوچکی من جا شده ای؟؟

نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 11:07
برچسب‌ها :